محمد قنبرى
370
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
صرف در فنون كثيره و ابواب و شعب متفنّنه آن مىكند ، با آن سلطان و پادشاه كه به سعه نطاق سلطنت خود مىكوشد و در راه آن ، رنجها مىبرد و عشق به نفوذ قدرت و سلطنت خود دارد ، و آن تاجر كه عشق به جمع ثروت و مال و منال دارد ، در اصلِ عشق به كمال ، فرق ندارند ؛ لكن هر يك ، تشخيص كمال را در آن منظور خود دارند . « 1 » حضرت امام رحمه الله ، معتقد است كه هدف از ارسال پيامبران صلى الله عليه و آله ، احيا و زنده نگاه داشتن فطرت است . در واقع ، كار انبيا آن است كه از بيرون ، فطرت درونى آدمى را تقويت كنند : حق تبارك و تعالى به عنايت ازلى و رحمت واسعه ، انبياى عظام عليهم السلام را براى تربيت بشر فرستاد و كتب آسمانى را فرو فرستاد تا آنها از خارج ، كمك به فطرت داخليّه كنند و نفس را از اين غلاف غليظ ، نجات دهند . « 2 » ايشان بارها بر اين نكته تصريح كرده است كه تمام شرايع آسمانى ، با فطرت آدمى دمساز است و سرّ اقبال و پذيرش اين برنامه از سوى جهانيان ، همين هماهنگى با فطرت است : احكام آسمانى و آيات باهرات الهى و دستورات انبياى عظام و اولياى كرام ، بر طبق نقشه فطرت و طريقه جبلّت ، بنا نهاده شده است . « 3 » از اين رو ، امام رحمه الله ، ايمان به خداوند و تمام شعب آن را از شعب عشق به كمال مطلق و فطرى دانسته ، مىفرمايد : اصول و اركان ايمان كه عبارت از معرفت و توحيد و ولايت ( كه ايمان به رُسُل است ) و ايمان به يوم المعاد و ايمان به ملائكه و كتب الهيّه ، از فطريات است . « 4 » حضرت امام رحمه الله ، همچنين ادّعاى خود را دربارهء هر يك از شقوق گفته شده ، با استفاده از براهين عقلى و نقلى ، مستدل ساخته است . ايشان معتقد است كه در اثر احتجاب به طبيعت و انجام دادن امور ناپسند ، نه تنها فطرتْ متحوّل شده ، در حجاب
--> ( 1 ) . همان ، ص 80 . ( 2 ) . همان ، ص 79 . ( 3 ) . همان جا . ( 4 ) . همان ، ص 98 .